عرض مشاركة مفردة
قديم 24-08-2009, 02:38 AM
كيف اصبح الهيا كيف اصبح الهيا غير متصل
عضو
 

رقم العضوية : 8807

تاريخ التّسجيل: Jan 2004

المشاركات: 80

آخر تواجد: 22-01-2010 12:57 PM

الجنس:

الإقامة:

(نماى حلى )
مرحوم (علامه حلى ) حكايت كرده است :
در شهر حله اميرى بود كه روزى به عزم شكار به صحرا رفت ، پرنده اى را در بالاى قبّه مشهد الشمس ديد وباز شكارى خود را رها كرد كه آن پرنده را شكار كند، باز شكارى آن پرنده را تعقيب كرد، پرنده در حين فرار خود را به خانه مرحوم
(ابن نماى حلى ) (جعفر بن محمد) صاحب (مثير الاحزان )
معروف به مقتل ابن نما انداخت ، وچون باز شكارى به آن خانه رسيد و خواست آن پرنده را شكار كند پاها و بالهايش از كار افتاد و نتوانست آن حيوان را كه به خانه آن عالم بزرگوار پناهنده شده بود دست يابد.
اين خبر را به امير حله رسانيدند امير پس از مشاهده چنين كرامتى از آن بزرگوار، از بلندى منزلت ومقام او آگاهى يافت وشروع به عمارت وساختمان آن مشهد شريف كرد

التوقيع : امام مهدى فرمود: "من خيلي تنها هستم! مردم در يك طرف هستند، وبراى خود زندكي مى كنند، ومن هم در يك طرف مانده ام"
"چرا به مردم نمى گوئي من مظلوم هستم!مردم مرا فراموش كرده واز ياد برده اند، برو بگو امام زمانم مظلوم وغريب است"
قال الإمام المهدي (ع):
أنا وحيد!!! ولا أحد يريدني ! والكل مشغول بحياته الخاصة وناسيني!!!


آية الله زاهدي:
الإمام صاحب زمان(عليه السلام) رأسه يألمه من قلة الآوادم

استعدوا
أنصار الإمام صاحب الزمان
كتاب رائع ومميز وهادف


مقتطفات من كتاب استعدوا:
http://www.erfaan.net/book/book.htm

الرد مع إقتباس