عرض مشاركة مفردة
قديم 18-01-2015, 01:41 PM
*مهدی* *مهدی* غير متصل
عضو
 

رقم العضوية : 108109

تاريخ التّسجيل: Jan 2015

المشاركات: 25

آخر تواجد: 17-09-2015 03:41 AM

الجنس:

الإقامة:

Post داستان یوسف(ع) وطفلی که به نفع او شهادت داد



حضرت يوسف از بالاى قصر جوانى را ديد كه با لباسهاى مندرس از كنار قصر عبور مى كرد، جبرئيل به حضرت عرض كرد: اين جوان را مى شناسى ؟
حضرت يوسف فرمود: نه .
جبرئيل فرمود: اين همان طفلى است كه در گهواره به سخن آمد و نزد عزيز مصر به پاکدامنی و طهارت تو شهادت داد ..
حضرت يوسف فرمود: او را بر من حقى است ، پس دستور داد، جوان را آوردند و امر كرد او را لباسهاى فاخر پوشانيدند و انعام زياد در حق او ارزانى فرمود...

با نگاه به اين منظره جبرئيل به خنده آمد !
حضرت يوسف فرمود: آيا احسان ما كم بود كه به نظر تحقير تبسم كردى !؟

جبرئيل عرض كرد. غرض از خنده من اين است تو كه مخلوقى هستى در حق اين جوان به واسطه يك شهادت بر حقى كه درباره تو در حال خردسالى و بى اختیاری داده بود اين همه احسان كردى ،
پس پروردگار بزرگ در حق کسی که بر توحيد و وحدانيت او گواهی داده (و یک عمر بگوید: اشهد ان لا اله الا الله ) چقدر احسان خواهد فرمود ...

خزينة الجواهر مرحوم نهاوندى

الرد مع إقتباس