منتديات يا حسين .. الصفحة الرئيسية
منتديات يا حسين .. الصفحة الرئيسية
موقع يا حسين  
موقع يا حسين
الصفحة الرئيسية لموقع يا حسين   قسم الفيديو في موقع يا حسين   قسم القرآن الكريم (تسجيلات صوتية) في موقع يا حسين   قسم اللطميات (تسجيلات صوتية) في موقع يا حسين   قسم مجالس العزاء (تسجيلات صوتية) في موقع يا حسين   قسم الأدعية والزيارات (تسجيلات صوتية) في موقع يا حسين   قسم المدائح الإسلامية (تسجيلات صوتية) في موقع يا حسين   قسم البرامج الشيعية القابلة للتحميل في موقع يا حسين
العودة   منتديات يا حسين > منتديات باللغات المختلفة > گفتگو به زبان فارسى
اسم المستخدم
كلمة المرور
التّسجيل الأسئلة الشائعة قائمة الأعضاء التقويم البحث مواضيع اليوم جعل جميع المنتديات مقروءة

المشاركة في الموضوع
 
خيارات الموضوع بحث في هذا الموضوع طريقة العرض
قديم 10-08-2005, 10:12 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت


حيف است طايری چو تو در خاکدان غم

زين جا به آشيان وفا می‌فرستمت


در راه عشق مرحله قرب و بعد نيست

می‌بينمت عيان و دعا می‌فرستمت


هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خير

در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت


تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب

جان عزيز خود به نوا می‌فرستمت


ای غايب از نظر که شدی همنشين دل

می‌گويمت دعا و ثنا می‌فرستمت


در روی خود تفرج صنع خدای کن

کيينه خدای نما می‌فرستمت


تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند

قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت


ساقی بيا که هاتف غيبم به مژده گفت

با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت


حافظ سرود مجلس ما ذکر خير توست

بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 12-08-2005, 12:24 AM
مريم العيمية مريم العيمية غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 12011

تاريخ التّسجيل: Oct 2004

المشاركات: 597

آخر تواجد: 10-02-2014 11:55 PM

الجنس: أنثى

الإقامة:

در راه عشق مرحله قرب و بعد نيست

می‌بينمت عيان و دعا می‌فرستمت


دستت درد نكند

خواهرت مريم

التوقيع :
إلهي بفاطمة و أبيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها إقض حوائج المؤمنين و المؤمنات .
يا فاطمة الزهراء

----------------------------------------

يا من إذا تضايقت الأمور فتح لها باباً لم تذهب اليه الأوهام صل على محمد و آل محمد و افتح لأموري المتضايقة باباً لم يذهب اليه وهم يا ارحم الرحمين


--------------------------------

الحظوظ مراتب ، فلا تعجل على ثمرةٍ لم تدرك فإنها ستأتي في أوانها .

الرد مع إقتباس
قديم 22-08-2005, 10:06 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت


به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا

که کارخانه دوران مباد بی رقمت


نگويم از من بی‌دل به سهو کردی ياد

که در حساب خرد نيست سهو بر قلمت


مرا ذليل مگردان به شکر اين نعمت

که داشت دولت سرمد عزيز و محترمت


بيا که با سر زلفت قرار خواهم کرد

که گر سرم برود برندارم از قدمت


ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی

که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت


روان تشنه ما را به جرعه‌ای درياب

چو می‌دهند زلال خضر ز جام جمت


هميشه وقت تو ای عيسی صبا خوش باد

که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 31-08-2005, 11:28 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

زان يار دلنوازم شکريست با شکايت

گر نکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت


بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

يا رب مباد کس را مخدوم بی عنايت


رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت


در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کان جا

سرها بريده بينی بی جرم و بی جنايت


چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد خون ريز را حمايت


در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدايت


از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود

زنهار از اين بيابان وين راه بی‌نهايت


ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت


اين راه را نهايت صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل بيش است در بدايت


هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبيب خوشتر کز مدعی رعايت


عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی در چارده روايت

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 14-09-2005, 11:35 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

مدامم مست می‌دارد نسيم جعد گيسويت

خرابم می‌کند هر دم فريب چشم جادويت


پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن

که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت


سواد لوح بينش را عزيز از بهر آن دارم

که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندويت


تو گر خواهی که جاويدان جهان يک سر بيارايی

صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رويت


و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

برافشان تا فروريزد هزاران جان ز هر مويت


من و باد صبا مسکين دو سرگردان بی‌حاصل

من از افسون چشمت مست و او از بوی گيسويت


زهی همت که حافظ راست از دنيی و از عقبی

نيايد هيچ در چشمش بجز خاک سر کويت


التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 27-09-2005, 12:05 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain


درد ما را نيست درمان الغياث

هجر ما را نيست پايان الغياث


دين و دل بردند و قصد جان کنند

الغياث از جور خوبان الغياث


در بهای بوسه‌ای جانی طلب

می‌کنند اين دلستانان الغياث


خون ما خوردند اين کافردلان

ای مسلمانان چه درمان الغياث


همچو حافظ روز و شب بی خويشتن

گشته‌ام سوزان و گريان الغياث

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 28-09-2005, 02:12 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

تويی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

سزد اگر همه دلبران دهندت باج


دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش

به چين زلف تو ماچين و هند داده خراج


بياض روی تو روشن چو عارض رخ روز

سواد زلف سياه تو هست ظلمت داج


دهان شهد تو داده رواج آب خضر

لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج


از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت

که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج


چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی

دل ضعيف که باشد به نازکی چو زجاج


لب تو خضر و دهان تو آب حيوان است

قد تو سرو و ميان موی و بر به هيت عاج


فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی

کمينه ذره خاک در تو بودی کاج

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 30-09-2005, 10:33 PM
مريم العيمية مريم العيمية غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 12011

تاريخ التّسجيل: Oct 2004

المشاركات: 597

آخر تواجد: 10-02-2014 11:55 PM

الجنس: أنثى

الإقامة:

إقتباس:
صاحب المشاركة الأصلية: خادم الخاءين

چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
دل ضعيف که باشد به نازکی چو زجاج

إقتباس:
صاحب المشاركة الأصلية: خادم الخاءين

در بهای بوسه‌ای جانی طلب
می‌کنند اين دلستانان الغياث

إقتباس:
صاحب المشاركة الأصلية: خادم الخاءين

پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن
که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت

إقتباس:
صاحب المشاركة الأصلية: خادم الخاءين

ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی

که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت

إقتباس:
صاحب المشاركة الأصلية: خادم الخاءين

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
يا رب مباد کس را مخدوم بی عنايت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت


سلااااااااااااااام مدتي است كه اين شعرها را نخواندم به به جه شعرهاي خوبي بعضيهاشون منو بيه ياد زخمهايم مي اندازند ولي خيلي قشنكند دستت درد نكند برادر عزيز خيلي ممنووون و همينطور ادامه بده من ميخونم

التوقيع :
إلهي بفاطمة و أبيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها إقض حوائج المؤمنين و المؤمنات .
يا فاطمة الزهراء

----------------------------------------

يا من إذا تضايقت الأمور فتح لها باباً لم تذهب اليه الأوهام صل على محمد و آل محمد و افتح لأموري المتضايقة باباً لم يذهب اليه وهم يا ارحم الرحمين


--------------------------------

الحظوظ مراتب ، فلا تعجل على ثمرةٍ لم تدرك فإنها ستأتي في أوانها .

الرد مع إقتباس
قديم 06-10-2005, 11:48 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح


سواد زلف سياه تو جاعل الظلمات

بياض روی چو ماه تو فالق الاصباح


ز چين زلف کمندت کسی نيافت خلاص

از آن کمانچه ابرو و تير چشم نجاح


ز ديده‌ام شده يک چشمه در کنار روان

که آشنا نکند در ميان آن ملاح


لب چو آب حيات تو هست قوت جان

وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح


بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری

گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح


دعای جان تو ورد زبان مشتاقان

هميشه تا که بود متصل مسا و صباح


صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ

ز رند و عاشق و مجنون کسی نيافت صلاح

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 12-10-2005, 11:13 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

دل من در هوای روی فرخ

بود آشفته همچون موی فرخ


بجز هندوی زلفش هيچ کس نيست

که برخوردار شد از روی فرخ


سياهی نيکبخت است آن که دايم

بود همراز و هم زانوی فرخ


شود چون بيد لرزان سرو آزاد

اگر بيند قد دلجوی فرخ


بده ساقی شراب ارغوانی

به ياد نرگس جادوی فرخ


دوتا شد قامتم همچون کمانی

ز غم پيوسته چون ابروی فرخ


نسيم مشک تاتاری خجل کرد

شميم زلف عنبربوی فرخ


اگر ميل دل هر کس به جايست

بود ميل دل من سوی فرخ


غلام همت آنم که باشد

چو حافظ بنده و هندوی فرخ

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 20-10-2005, 12:18 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

دی پير می فروش که ذکرش به خير باد

گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد


گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ

گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد


سود و زيان و مايه چو خواهد شدن ز دست

از بهر اين معامله غمگين مباش و شاد


بادت به دست باشد اگر دل نهی به هيچ

در معرضی که تخت سليمان رود به باد


حافظ گرت ز پند حکيمان ملالت است

کوته کنيم قصه که عمرت دراز باد

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 12-11-2005, 01:32 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

روز وصل دوستداران ياد باد
ياد باد آن روزگاران ياد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران ياد باد

گر چه ياران فارغند از ياد من
از من ايشان را هزاران ياد باد

مبتلا گشتم در اين بند و بلا
کوشش آن حق گزاران ياد باد

گر چه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران ياد باد

راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند
ای دريغا رازداران ياد باد



التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 16-11-2005, 05:59 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain


جمالت آفتاب هر نظر باد
ز خوبی روی خوبت خوبتر باد

همای زلف شاهين شهپرت را
دل شاهان عالم زير پر باد

کسی کو بسته زلفت نباشد
چو زلفت درهم و زير و زبر باد

دلی کو عاشق رويت نباشد
هميشه غرقه در خون جگر باد

بتا چون غمزه‌ات ناوک فشاند
دل مجروح من پيشش سپر باد

چو لعل شکرينت بوسه بخشد
مذاق جان من ز او پرشکر باد

مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد

به جان مشتاق روی توست حافظ
تو را در حال مشتاقان نظر باد



التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 02-02-2006, 11:33 AM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain


درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان
که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنيمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی ليل و نهار آرد

عماری دار ليلی را که مهد ماه در حکم است
خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه اين چمن هر سال
چو نسرين صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا را چون دل ريشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشين را که زودش باقرار آرد

در اين باغ از خدا خواهد دگر پيرانه سر حافظ
نشيند بر لب جويی و سروی در کنار آرد

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 16-02-2006, 12:47 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain

دل ما به دور رويت ز چمن فراغ دارد
که چو سرو پايبند است و چو لاله داغ دارد

سر ما فرونيايد به کمان ابروی کس
که درون گوشه گيران ز جهان فراغ دارد

ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم
تو سياه کم بها بين که چه در دماغ دارد

به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله
به نديم شاه ماند که به کف اياغ دارد

شب ظلمت و بيابان به کجا توان رسيدن
مگر آن که شمع رويت به رهم چراغ دارد

من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرييم
که بسوختيم و از ما بت ما فراغ دارد

سزدم چو ابر بهمن که بر اين چمن بگريم
طرب آشيان بلبل بنگر که زاغ دارد

سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ
که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 26-02-2006, 02:35 PM
خادم الخاءين خادم الخاءين غير متصل
عضو نشط
 

رقم العضوية : 9269

تاريخ التّسجيل: Feb 2004

المشاركات: 633

آخر تواجد: 11-01-2010 09:45 AM

الجنس:

الإقامة: Bahrain


آن کس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد

آبی که خضر حيات از او يافت
در ميکده جو که جام دارد

سررشته جان به جام بگذار
کاين رشته از او نظام دارد

ما و می و زاهدان و تقوا
تا يار سر کدام دارد

بيرون ز لب تو ساقيا نيست
در دور کسی که کام دارد

نرگس همه شيوه‌های مستی
از چشم خوشت به وام دارد

ذکر رخ و زلف تو دلم را
ورديست که صبح و شام دارد

بر سينه ريش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد

در چاه ذقن چو حافظ ای جان
حسن تو دو صد غلام دارد

التوقيع : [align=center]

إذا مررت بتوقيعي قـــف وأدر بوجهك نحو كربلاء وقل السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
(ع)

الرد مع إقتباس
قديم 10-04-2006, 09:47 PM
safat safat غير متصل
عضو
 

رقم العضوية : 26574

تاريخ التّسجيل: Apr 2006

المشاركات: 3

آخر تواجد: 18-01-2007 03:05 PM

الجنس: أنثى

الإقامة: البحرين

[FONT="Tahoma"]بسم الله الحمن الرحيم
بنام خدايي كه جدايي را تلخ آفريد تا لحظه ديدار شيرين باشد

با عرض سلام..
من عضو جديد هستم و با توجه به اينكه ارادتي خاصي به حافظ دارم فعاليت خودم را با بسم الله و ﺴﭙﺲ غزل حافظ شروع كردم.

ديده دريا كنم و صبر به صحرا ﻔﮕﻧﻡ وندرين كار دل خويش به دريا ﻔﮕﻧﻡ
از دل ﺗﻨﮓ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭ بر آرم آهى كاتش اندر ﮔﻨﻪ آدم و حوا ﻔﮕﻧﻡ
خوردﻩام تير فلك باده بده تا سرمست عقده در بند كمر تركش جوز ﻔﮕﻧﻡ
جرعه جام برين تخت روان افشانم غلغل ﭼﻨﮓ در اين ﮔﻨﺑﺪ بينا ﻔﮕﻧﻡ
مايه دلخوشى آنجاست كه دلدار آنجاست مىكنم جهد كه خود را ﻣﮕﺭ آنجا ﻔﮕﻧﻡ
ﺑﮕﺷﺎ بند قبا اى مه خورشيد كلاه تا ﭽﻮ زلفت سر سودا از ده در ﭘﺎ ﻔﮕﻧﻡ
حافظا تكيه بر ايام ﭽﻮ سهو است و خطا من ﭽﺮﺍ عشرت امروز به فردا ﻔﮕﻧﻡ

اللهم صل على محمد وآل محمد
[/font]

الرد مع إقتباس
المشاركة في الموضوع

يمكن للزوار التعليق أيضاً وتظهر مشاركاتهم بعد مراجعتها



عدد الأعضاء الذي يتصفحون هذا الموضوع : 1 (0 عضو و 1 ضيف)
 
خيارات الموضوع بحث في هذا الموضوع
بحث في هذا الموضوع:
 
بحث متقدم
طريقة العرض

قوانين المشاركة
لا بإمكانك إضافة موضوع جديد
بإمكانك إضافة مشاركات جديدة
لا بإمكانك إضافة مرفقات
لا بإمكانك تعديل مشاركاتك

كود [IMG] متاح
كود HTML غير متاح
الإنتقال السريع :


جميع الأوقات بتوقيت بيروت. الساعة الآن » [ 04:41 PM ] .
 

تصميم وإستضافة الأنوار الخمسة © Anwar5.Net

E-mail : yahosein@yahosein.com - إتصل بنا - سجل الزوار

Powered by vBulletin